X
تبلیغات
اگر عشق,عشق باشد....
من و عشقم مهیار
یه مدت نوشتم

 

وبم طرفدار نداشت....

 

منم دیگه ننوشتم......:(

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1392ساعت 3:34  توسط آیدا  | 

اشکی که بعد از شکست می ریزیم


همان عرقیست که هنگام تلاش نریختیم....

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1392ساعت 17:58  توسط آیدا  | 

باید قمار باز باشی تا بفهمی


فرق است بین


باختن و بد باختن


و من


بد باختم.....

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1392ساعت 17:53  توسط آیدا  | 

تنهایی را ترجیح می دهم


به


تن هایی که روحشان با دیگریست.....

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1392ساعت 17:49  توسط آیدا  | 

تکیه بده... اما!


به شانه های کسی که اگر


خوابت هم برد


سرت را زمین نگذارد....

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1392ساعت 17:46  توسط آیدا  | 

هی رفیق معامله فسخ شد!



در مقابل دنیا یک تار مویت را می خواستند



ندادم.....

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1392ساعت 17:41  توسط آیدا  | 

آدم ها دو جور زندگی می کنند:

 

یا غرورشون رو زیر پاشون میذارن و

 

با انسان ها زندگی می کنند!

 

یا انسان ها رو زیر پاشون میذارن و

 

با غرورشون زندگی می کنند!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1391ساعت 0:5  توسط آیدا  | 

دایناسور پسر:

                  میای خونمون؟

دایناسور دختر:

                  نه!

دایناسور پسر:

                 بریم خونتون؟

دایناسور دختر:

                 نه!

.

.

.

.

.

.

و اینگونه بود که نسل دایناسورها منقرض شد!

 

بیایید نگذاریم نسلمان منقرض شود!!!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1391ساعت 0:2  توسط آیدا  | 

من رفتم!

 

و تو گفتی برو به.....

 

مدت هاست بی تابم...

 

بی تاب بازگشت....

 

و کلام آخرت... راستی!!!!!

 

به سلامت بود یا به جهنم؟!!!!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1391ساعت 23:54  توسط آیدا  | 

می گویند:

 

تو مرا با یک نگاه...

 

یک لبخند

 

به بازی می گیری!!!

 

می گویند

 

ترفندهایت

 

شیطنت هایت

 

و دروغ هایت را نمی فهمم....

 

می گویند ساده ام!

 

اما تو این را باور نکن!

 

من فقط دوستت دارم ! همین!

 

و آنها این را نمی فهمند!.....

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1391ساعت 23:49  توسط آیدا  |